
بخشي از مهمترين مخاطبان کتاب در کشور ما، کودکان و نوجوانان هستند که خوشبختانه بسيار بيش از بزرگسالان گرفتار در روزمرگي و ملال زندگي با کتاب ارتباط برقرار مي کنند.
شمارگان نسبتا خوب کتاب هاي کودک و نوجوان هرچند تا رسيدن به ميزان مطلوب فاصله زيادي وجود دارد اين موضوع را نشان مي دهد که خانواده ها تا حدود زيادي به ارزش ارتباط کودکانشان با کتاب پي برده اند. عناوين کتاب هاي منتشر شده هم خود گواهي است بر اين مدعا و نشان از شوق و علاقه کودکان و نوجوانان به کتاب دارد؛ شوقي که دست اندرکاران حوزه نشر، کتاب و فرهنگ ، بايد آن را به فال نيک بگيرند، آن را حفظ کنند تا به فرهنگ عميقي تبديل شود. بايد در نظر داشت ؛ وقتي بحث به کتاب کودک مي رسد، موضوع کمي متفاوت مي شود.
کتاب کودک شامل زبان ، ژانر و حال و هواي خود است و مختصات مخصوص به خود را دارد؛ مخاطبي دارد که ميزان و ميانگين سني دارد، پس بايد در توليد و نشر کتاب هاي اين گروه سني علاقه ها، سليقه ها، تخيلات و عواطف ، مورد توجه خالق اثر و ناشر قرار بگيرد.
یکی از بعداز ظهرهای آخر تابستان بود . نزدیک یک کلبه قدیمی در دهکده خانم اردکه لانه
اش را کنار دریاچه ساخته بود.
اون پیش خودش فکر می کرد: مدت زیادی هست که روی این تخم ها خوابیده ام . او تنها نشسته بود و بقیه اردکها مشغول شنا بودند
کم کم تخم ها شروع به حرکت کردند و با نوکهای قشنگ کوچکشان پوسته ی تخم شان را شکستند . آنها یکی یکی بیرون آمدند اما هنوز خیس بودند و نمی توانستند که بخوبی روی پاهایشان بایستند بزودی جوجه ها روی پا هایشان ایستادند و شروع به تکان دادن خودشان کردند.تا اینکه پرها یشان خشک شد
خانم اردکه نگاهش به تخم بزرگی افتاد و پیش خودش گفت : اوه نه هنوز یکی از تخم ها اینجاست
اردک پیری کنار خانم اردک آمد . به تخم نگاه کرد و گفت: شاید این تخم یک بوقلمون باشد این اتفاق یکبار برای من هم رخ داده است اون جوجه حتی نمی توانست به آب نزدیک شود. چرا ناراحتی ؟ من پیشنهاد می کنم که او را ول کنی . سپس اردک پیر آهسته شنا کرد و رفت.
خانم اردکه فکر کرد کمی بیشتر روی این تخم بنشیند . بعد از مدتی صداهای ضعیفی از داخل تخم شنید و بزودی جوجه کوچولو از تخم بیرون آمد. مادر مدتی به جوجه نگاه کرد او با پرهای خاکستریش ظاهر عجیبی داشت و مادر را نگران کرد. اما وقتی که به پاهایش نگاه کرد خیالش جمع شد که این جوجه ی بوقلمون نیست. اما جوجه ی بزرگ و زشتی بود
هانس كريستين آندرسن ، نويسنده ، شاعر و هنرمند دانماركي در سال 1805 در شهر اودنسه در يك خانواده فقير به دنيا آمد.
پدرش با آن كه تحصيلات زيادي نداشت اما به خواندن داستان و نمايشنامه علاقمند بود و داستان هايي را كه مي خواند براي هانس باز گو مي كرد.
هانس هنوز كودك بود كه پدرش را از دست داد و مجبور شد كه مشغول به كار شود . اما هرگز دست از مطالعه بر نداشت و بيشترين سرگرمي او بازي با عروسك هايي بود كه پدرش برايش ساخته بود.
در سن 14 سالگي به كپنهاك پايتخت دانمارك سفر كرد و همراه با كار كردن در مدرسه هم تحصيل مي كرد.
در 24 سالگي تحصيلاتش تمام شد و از آن به بعد سرودن شعر ، نوشتن داستان و نمايشنامه را آغاز كرد.
طراحي و كاردستي با كاغذ و قيچي را كه پدرش به او آموخته بود جدي گرفت و تعداد زيادي طراحي و كاردستي با كاغذ و برش پديد آورد كه طرفداران زيادي داشت.
* همآیین مظلوم من سلام
هر کجای غزه که هستی تو را دوست داريم. زیر باران جنایت صهیونیستها هم که باشی لبخند را فراموش نکن؛ که سنگی به غرور اوست. تو امید وطنت هستی و گلولههای شلیک نشده پدرت.
خاک فلسطین از آن توست. پس باید ایستادگی کوه، سرسوزنی از همت تو باشد.
ما عضو کتابخانههاي کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران هستيم. روزهاست که تو خورشید را سیاه میبینی و رنگ شب و روزت یکی شده است.
ما خندیديم، چون تو در دلت چراغ خاموش نشدنی داری. خورشید بهانهایست برای ساعت دیواری که شب و روز را به اعداد ۱ تا ۱۲ قسمت کند.
همه بچههای ایران دستهای گرم کوچکشان را به دستهای غزه میدهند تا بگویند دیروزها لبخندمان را با تو قسمت کردیم؛ امروز نبض احساسمان را.
دوست و همآیین مظلوم ما، روی ماهت را میبوسيم. تو باید زنده باشی، خاک تو تشنه بالندگیست. لبخند را فراموش نکن.»


همانطور که میدانید این مجموعه طرحی 10 جلدی بوده که هشت جلد آن قبل از انقلاب منتشر شده و در سالهای بعد آذریزدی مطالعات و یادداشتهای خود را آماده کرده ولی به دلایل مختلف از جمله بیمهریهایی که در حقش شده از انتشار آثارش امتناع کرده و حالا آذریزدی قول داده بعد از 30 سال این مجموعه را بنویسد. قرار است دو جلد باقی مانده توسط انتشارات امیرکبیر در نمایشگاه کتاب سال آینده عرضه گردد.
جلد نهم این مجموعه به "قصههای دانشوران" و جلد دهم به "قصههای منظوم" اختصاص دارد. کتاب "قصههای خوب برای بچه های خوب" دربرگیرنده قصههای کلاسیک ایرانی مثل کلیله و دمنه، مرزبان نامه، گلستان و... به زبانی قابل فهم برای بچههاست.
مهدی آذریزدی درباره چگونگی خلق این اثر گفته است: "... در سال ۱۳۳۵ در عکاسى «یادگار» با بنگاه ترجمه و نشر کتاب کار مى کردم و ضمناً کار غلط گیرى نمونه هاى چاپى را هم از انتشارات امیرکبیر گرفته بودم و شبها آن را انجام مىدادم. قصهاى از «انوار سهیلى» را در چاپخانه مىخواندم که خیلى جالب بود. فکر کردم اگر سادهتر نوشته شود براى بچه ها خیلى مناسب است. جلد اول «قصههاى خوب براى بچههاى خوب» خود به خود از اینجا پیدا شد. آن را شبها در حالى مى نوشتم که توى یک اتاق ۲ در ۳ مترى زیر شیروانى با یک لامپ نمره 10 دیوارکوب زندگى مىکردم... نگران بودم کتاب خوبى نشود و مرا مسخره کنند. آن را اول بار به کتابخانه ابن سینا (سر چهارراه مخبرالدوله) دادم. آن را بعد از مدتى پس دادند و رد کردند. گریه کنان آن را پیش آقاى (عبدالرحیم) جعفرى - مدیر انتشارات امیرکبیر - در خیابان ناصرخسرو بردم. ایشان حاضر شد آن را چاپ کند. وقتى یک سال بعد کتاب از چاپ درآمد، دیگران که اهل مطبوعات و کار کتاب بودند گفته بودند که خوب است. به همین خاطر آقاى جعفرى، پیوسته جلد دوم آن را مطالبه مىکرد. کم کم این کتاب ها به هشت جلد رسید. البته قرار بود 10 جلد بشود ولى من مجال نوشتن آن را پیدا نکردم..."
آذریزدی در کارنامه خود جوایز یونسکو، کتاب سال (قبل از انقلاب) و شورای کتاب کودک را دارد.
آذری یزدی بعد از سی سال جلد پایانی قصههای خوب برای بچههای خوب را مینویسد
مهدی آذریزدی در دیدار اخیرش با مصطفی رحماندوست و احمد نثاری (مدیر انتشارات امیرکبیر) که به یزد سفر کرده بودند از نگارش و آمادهسازی جلدهای 9 و 10 "قصههای خوب برای بچههای خوب" تا پایان پاییز خبر داد.
وبلاگ کاریز یزد
آستريد آنا اميليا ليندگرن از معروف ترين نويسندگان کتاب هاي کودک در ادبيات جهان يک صد سال پيش در چهاردهم نوامبر 1907 در ويمبري سوئد متولد شد.
ليندگرن از برجسته ترين نويسندگان داستان هاي کودک در جهان بود که آثارش به 85 زبان دنيا در يک صد کشور ترجمه شده اند و بيش از 145 ميليون جلد از کتاب هايش در سراسر جهان به فروش رفته اند. او که در سال 1999 به عنوان محبوب ترين سوئدي قرن برگزيده شد، بيش از 90 داستان کوتاه و بلند از خود به جاي گذاشته است. بسياري از کتاب هاي اين نويسنده بر اساس خاطراتش از خانواده و دوران کودکي اش هستند. معروف ترين اثر او «پي پي جوراب بلند» نام داشت که به 57 زبان دنيا ترجمه شد. اين نويسنده ماجراهاي «پي پي جوراب بلند» را به مناسبت دهمين سالگرد تولد دخترش به او هديه داد. ليندگرن روز 28 ژانويه ي 2002 در سن 94سالگي در استکلهم درگذشت. پس از مرگ او، دولت سوئد جايزه ي يادبود «آستريد ليندگرن» را راه اندازي کرد، که بزرگ ترين جايزه ي جهاني براي ادبيات کودک و نوجوان است. او در سال هاي 1944 و 1945 دو بار جايزه ي موسسه ي نشر « رابن» را براي « پي پي جوراب بلند» و «درددل بريت ماريا» به دست آورد. بعد از آن بود که به يکي از محبوب ترين نويسندگان داستان هاي کودک در جهان تبديل شد. در سال 1967 همين موسسه به مناسبت شصتمين سال روز تولدش، جايزه ي ادبي سالانه ي «آستريد ليندگرن» را به ارزش 40هزار کرون راه اندازي کرد. همچنين مجموعه ي دست نوشته هاي ليندگرن در موزه ي استکلهم در سال 2005 جزو ميراث جهاني يونسکو قرار گرفت. ليندگرن در سال 1958 به عنوان دومين برنده ي جايزه ي هانس کريستين اندرسون که جايزه اي بين المللي براي ادبيات نوجوان است، مطرح شد. او در سال 1978 براي اولين بار جايزه ي صلح ناشران را در آلمان به دست آورد. «دختر غارتگر»، «بچه هاي شلوغ»، «راسموس»، «مرد آواره» و «برادران شيردل» از ديگر داستان هاي معروف او هستند.
"ماهپاره" عنوان کتابی از مسلم ناصری نویسنده کودک و نوجوان است که در آستانه ماه محرم با موضوع بخشی از زندگی امام حسین (ع) روانه بازار نشر شده است.
ناصری در این کتاب با زبانی داستانی به عزیمت سیدالشهدا از مدینه به کربلا میپردازد و اتفاقات پیشآمده در این مسیر را بازگو میکند.
این کتاب را فرهاد جمشیدی تصویرگری کرده است.
کتاب "ماه پاره"در ۱۰ بخش با عناوینی چون سوار سرنوشت، سفر فاصلهها، راه شب و سوار سرخپوشان نگارش شده است.
کتاب را انتشارات برادری در ۵۰۰۰ نسخه و با قیمت ۱۲۰۰۰ ریال روانه بازار نشر کرده است.
از ناصری که برنده کتاب سال جمهوری اسلامی نیز شده است، چندی پیش کتابی با عنوان "شبي با صداي زنجره" به چاپ رسید.
"نامههای بارانی"، "قصههای من و ارباب"، "روباه و هواپيماي خصوصي" و "روباه و چوپان آوازهخوان" از دیگر آثار این نویسنده کودک و نوجوان محسوب میشود.
مجموعهای زیبا از سرودههای شاعر خوب کودک آقای کشاورز همراه با تصاویر زیبایی که برای گروه سنی ب منتشر شده است، هرچند برای کودکان پنج سال به بالا هم ممکن است(بسته به میزان و چگونگی مطالعههای قبلی) مناسب باشد.
فهرست شعرهای کتاب به این شرح است:
مسجد ما
نمره بیست
درخت چنار
موش خارجی
ذرهبین
جوراب
سیب جان سلام
گل گل گل کشیدم
لنگه کفشم
پیوند
*
جوراب
"در مسجد" عنوان بیست و دومین جلد از مجموعه"آفرین دختر گلم" است.در این کتاب از طریق سارا، شخصیت اصلی داستان، رفتار درست در مسجد و وضو گرفتن صحیح آموزش داده شده است.
"فضای روحانی و پاک مسجد برای روحیه لطیف و حساس کودکان بسیار جذاب و گیراست.نباید به دلیل شیطنتهای کودکانه، آنان را از مسجد دور کنیم؛ زیرا این کار، لطمهای بزرگ و عمیق به روح لطیف آنان نیزند. بهتر است به جای پرخاش به کودکان و دعوت آنها به سکوت در مسجد، فرهنگ مسجد را به آنان بیاموزیم.این کتاب با سادهترین زبان به کودکان میآموزد که در مسجد باید چه رفتاری داشته باشند تا در آن جا نیز درست مانند خانه احساس آرامش کنند. روح لطیف کودکان باید با مسجد انس بگیرد، در مسجد شکل بگیرد و بزرگ شود تا پاکی و خلوص، معصومیت و زلالی آن، همواره حفظ شود."
سارا یک جانماز و چادرنماز تمیز و قشنگ دارد که همیشه بوی گل یاس میدهد. ...
سارا قبل از اینکه به مسجد برود وضو میگیرد. ...
سارا بعضی وقتها دوستانش را در مسجد میبیند. او به دوستانش سلام میکند اما هیچ وقت با آنها صحبت یا بازی نمیکند، چون میداند ....
بعد از تمام شدن نماز، سارا آهسته دعا میکند. ....
سارا بعد از دعا جانمازش را جمع میکند و همراه مادرش به طرف خانه میرود. ....
درمسجد / نویسنده:اعظم تبرایی
تصویرگران:علی خوشجام-یاسمن اکبری
ناشر:نوای مدرسه قیمت:۵۰۰ تومان
گروه سنی:الف و ب
مجموعه:آفرین دختر گلم
قیمت:۵۰۰ تومان
نشانی دفتر مرکزی ناشر: تهران، خ ایرانشهر شمالی، نرسیده به طالقانی، شماره ۱۳۰، طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۸۸۲۰۵۸۳ - فاکس: ۸۸۲۲۸۴۵